تبليغاتX
گروه هنری سایه

اهمیت توجه به زمینه پیدایش تکنیک (در کارگردانی) 

 ابراهیم گله دارزاده

هر تکنیک یا شکل بخصوص هنری براساس یک زمینه خاص فلسفی ، اجتماعی و تاریخی بوجود آمده که برای استفاده از این تکنیکها توجه به زمینه پیدایش آن الزامی است ، اگر برای القای چیزی یا به هر علتی به جز آنچه پدید آمده اند بکار گرفته شوند حتما" نیاز به تغییری حتی جزیی ولی فکر شده دارند ، در غیر این صورت مثلا"تکنیکی که برای بالیدن به تکنولوژی بر اساس شیفتگی انسان به ماشین پدید آمده حالا در نقد آن بی هیچ تغییری بکار گرفته می شود این امر نتیجه ای جز تضادی ویرانگر نخواهد داشت و چون آفتی جان اثر را خواهد کاست .

بی شک نمی توان پیدایش تکنیکها را فقط ناشی از نبوغ یک یا چند هنرمند دانست این تکنیکها و ایده های اجرایی ریشه های پیچیده ای در تفکر و تاریخ ،... جوامع دارند . به عنوان مثال تکنیکهایی که رمانتیکها برای خود در نظر می گرفتند ناشی از تصور آنها از  تاثیر گزاری محتوم کار هنری بر سرنوشت انسانیت و رسالتی که تقدیر بر عهده اش نهاده ، آزادی بیان ، اعتبار فرد ایمان به نبوغ بود و این همه چیزی جز بازتاب رخدادهای انقلابی و در گام نخست انقلاب فرانسه نیست.انقلابی که به نظر کانت آگاهی صدها هزار انسان را که در آن شرکت مستقیم نداشتند را دگرگون کرده بود و به اعتقاد هگل آدمها را متوجه کرد که در تاریخ زندگی می کنند .

در آثار رآلیستی هم بازتاب انقلاب فرانسه یافتنی است . رآلیسم همواره مکتب مورد توجه مارکس و انگلس هم بود ، مارکس همیشه هوادار وابستگی هنر به واقعیت بود .اما برای هنرمندانی که گرایشات مارکسیستی داشتند وابستگی به واقعیت مهمتر از وفاداری به مکتب رآلیسم بود. پس بر اساس این نوع نگرش تئاتر مستند اروین پیسکاتور و تکنیک مولتی مدیا شکل گرفت ، پیسکاتور با این تکنیکها می خواست از رسانه های متعدد برای هر چه مستند تر کردن اثرش و برای گریز از قصه پردازی کمک بگیرد . ونیز تئاتر اپیک برتولت برشت و تکنیک فاصله گزاری ، گو اینکه این تکنیک و تئاتر برشتی دنباله همان تئاتر پیسکاتور بود . برشت تکنیکهای رآلیستی را نشان دهنده واقعیت نمی دانست و آنها را حتی پنهان کننده واقعیت بیرونی در لابه لای قصه و موجب انفعال بی اندازه مخاطبانش می دانست پس برای نشان دادن واقعیت از بسیاری تکنیکها که رد پای گروه اجرایی را گم و کارشان ایجاد توهم واقعی بودن اتفاقات بود دوری جست و با تئاتریکالیته و فاصله گزاری به دنبال آن بود تا اثرش نسبت نزدیکتری به واقعیت پیدا کند و همواره این وابستگی به واقعیت بیرونی را به تماشاگر گوش زد کند .

برتولد برشت

وهمینطور هپنینگ ها ، پرفرمانس ها  و ... که محصول اواخر قرن بیستم اند هر کدام ریشه هایی پیچیده و حتی در پاره ای اوقات جالب تر از خود شکل بوجود آمده دارند.!

پس اگر به عنوان مثال نمایشنامه هملت را به عنوان مولفه ثابت بپذیریم برای اجرای آن باید به دنبال انتخاب شکل جدید و مناسب باشیم و ناگزیراین نکته پیش میآید که استفاده از تکنیکهای تجربه شده توجه به زمینه پیدایش آن را هم الزامی می دارد ، تا به ورطه تضاد و نااندیشیده گی نیافتیم . مگر به سفارش تاریخ و تفکر خاصی و نیز یاری نبوغ به شکل تجربه نشده و جدیدی دست پیدا کنیم که ویرانگر سنتهای پیشین باشد.

+ نوشته شده در  سیزدهم فروردین 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ابراهیم  |